تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic حدیث عشق
تقدیم به روح پاک شهداوخانواده های محترم ایثار گران

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:12  توسط یه بی نشان 

                  

        

رحلت رسول اکرم (ص) وشهادت امام حسن مجتبی بر عموم مسلمین تسلیت باد.

 

شهادت پيامبر 

 

داغ مرگ تو زد آتش به دل من پدرم 

 

در فراق تو ببين خون شده از غم جگرم 

 

گشته بيت ‏الحزن از بعد تو كاشانه من 

 

خود بيا پاك نما اشك ز چشمان ترم 

 

رفتى از دار جهان و دل من سوزاندى 

 

خم شد از داغ تو بابا به خدا اين كمرم

                    

 

                          در سوگ پيغمبر

 

جهان از بعد تو ماتمسرا شد يارسول اللَّه

 

زمين و آسمانها در عزا شد يارسول اللَّه

 

سينه از دود آه غم شده سرتاسر عالم 

 

به دلها حجله ماتم بپا شد يارسول اللَّه

 

به عرض تسليت جبريل از اين ماتم عظما

 

حضور حيدر و خيرالنسا شد يارسول اللَّه

 

ز چشم بوذر و مقداد و سلمان اشك مى ‏ريزد

 

به هجرانت مدينه مبتلا شد يارسول اللَّه

 

ببين اى خواجه ‏لولاك با چشمان اشك آلود

 

حسين و زينبين و مجتبى شد يارسول اللَّه

 

زجا برخيز و بين آمد شروع غربتِ مولا 

 

عجب حقّ ذوی القربى ادا شد يارسول اللَّه

 

بجاى تسليت از دختر مظلومه ات زهرا

 

در آتش شعله ور بيت الولا شد يارسول اللَّه

 

ميان شعله ‏هاى آتش واز ضربت مسمار 

 

زيكديگر گل و غنچه جدا شد يارسول اللَّه

 

سماوى زين غم عظمى به سوز و آه مى گويد

 

جهان از بعد تو ماتم سرا شد يارسول اللَّه

 

 

شهادت امام حسن مجتبی بر عموم شیعیان تسلیت باد .

ای دل غمگین ! زخود داری تغافل تا بکی؟


شو دمی نادم ، که دور زندگانی گشت طی


چند می نازی به گیتی؟ کوجم و ، کو بزم کی؟


عبرت از پیشینیان گیر و ، نوا برکش چو نی


کام دنیا را گذار ار عاقلی بر اهل وی


یک زمان از دل برون کن شبهه ی خناس را

 

کاهلی از طاعت حق تا بکی ای بوالهوس


عنکبوت آسا به تار افگنده نفست چون مگس


بگسل از پا این عقال ای عاقل فرزانه پس


را پیمودن ترا باید ، نه افغان چون جرس


خویش را در کاروان با همرهان کن همنفس


تا بکی غفلت؟ نداری از چه بر خود پاس را ؟

 

یکدم از دامان دل گرد تعلق بر فشان


گوی سبقت را به چوگان وفا بر از میان


غول راهت گوئیا افگنده دور از کاروان


کرده یی سنگین چرا پشت خود از بار گران؟


شو موحد، چند می باشی اسیر این و آن


چون به پشت خود کشانی بار حق الناس را ؟!

 


شرم دار آخر ، روی چند از پی عیش و طرب


نیست در آسایش گیتی جز اندوه و تعب


نشاه ی عشق ارکه خواهی ، نیست در ماء العنب


کی توانی چید از این خاربن آخر رطب؟


گر که هستی رهسپار کعبه ی علم و ادب


چند پوی از تغافل خطه ی سلماس را؟


بر زمین دل نشانی تخم هستی تا بکی؟


شو دمی بیدار ، خواب خود پرستی تا بکی؟


میکنی از باده ی اغفال ، مستی تا بکی؟


آخر از ذیل عمل ،کوتاه دستی تا بکی؟


همت والا طلب ، این طبع پستی تا بکی؟


آسیا خواهی ، رها کن دسته ی دستاس را

 

خواهی ار جمعیت دل ، از پریشانی طلب


خوی حیوانی رها کن ، خلق انسانی طلب


می شود آبت میسر ، رو، رو، عطشانی طلب


رو وصال عارفی کو هست ربانی ، طلب


بفگن از تن خرقه ، ره در کوی عریانی طلب


نعره ی الفقر فخری زن ، بر آر افلاس را

 

گرچه از بار معاصی پشت من گردیده خم

 


وز تبهکاری شدم مستغرق بحر الم


باز دارم چشم بر الطاف شاه ذوالکرم


مظهر حق ، سبط احمد ، مجتبی، فخر امم


به که دست دل زنم بر ذیل لطفش از ندم


وز مدیحش زیب بخشم خامه و قرطاس را


گرچه ناید مدحت و توصیف وی در گفتگو


زانکه بحر بیکران هرگز نگنجد در سبو


فاش تر گویم : کجا باشد مثل مثل بر ذات هو


طوطی آسایم سخنها میکند القا که گو


لیک اگر بینی چو من آن دلبر آیینه رو


از دل و جان مدح کن شاه مسیح انفاس را

 

قائد الاسلام ، قطب الدین ، امام المسلمین


سید الکونین ، فضل الله ، مولی المتقین


کاشف الاسرار ، کنز الغیب ، فخر اساجدین


واجب التعظیم ، هذا رحمه للعالمین


تا که نگذاری قدم در منهج حق الیقین


کی شوی عارف تو آن شاه فلک کریاس را؟

 

شاهباز اوج لاهوت ، افتخار کائنات


ناظر اقلیم لاهوت ، انتظام ممکنات


سائس شرع محمد ، قائد راه نجات


محفل آرای بساط قرب حق ، کنز الصفات


یک نم از بحر ولایش ، چشمه ی ماء الحیات


آنکه دارد زنده دل ، هم خضر و هم الیاس را


گوشوار عرش رحمن ، وارث خیر البشر


مرتضی را جانشین ، زهرای اطهر را پسر


همچو حربا محو رویش در فلک شمس و قمر


کار فرمای قضا و ممضی حکم قدر


بهر فرمانش نگر چون چار عنصر سر بسر


پشت خم گردیده این چرخ مقرنس طاق را

 

قاسم الارزاق ، قاموس الارزق ، قاموس سخا ، کنز العلوم


بحر الطاف و کرم ، ینبوع آداب و رسوم


گشت نام نامیش ، مفتاح قفل هر هموم


باز اندر دل مرا آورد خیل غم هجوم


با چنین مولا چه کرد آن جعده ی بی دین شوم


ریخت بر کامش سموم سوده ی الماس را

 

من چه گویم ز آب آتش زا چه آمد بر سرش؟


اینقدر دانم چو آذر شعله زد بر پیکرش


شد چو واقف زین الم غمدیده زینب خواهرش


ام کلثوم آمد و طشتی نهاد اندر برش


ریخت در آن طشت بس لخت جگر از حنجرش


تا کند پر خون درون مردم حساس را


خون دل از بسکه در عمرش ز خصم سفله خورد


ریخت در آن طشت و خونهای جگر با خود نبرد


پس حسین را خواند و گرد ماتش از دل سترد


کرد تودیع و ، بر او علم امامت را سپرد


خاطر اهل ولایت را ز هجرانش فسرد


شد تراب یاس بر سر ، قاسم و عباس را

 

داد غسلش پس حسین فرزند دلبند بتول


هم کفن بنمود و خواندش هم نماز آن دل ملول


خواست تا دفنش کند در روضه ی پاک رسول


در زمان گشتند مانع، فرقه ی شوم جهول


تا بدرد آرند از آن ماتم دل اهل قبول


ای خدا لعنت کند آن قوم حق نشناس را!

 

رفته رفته در جدال آمد زهر سویی سخن


در جنازه تیر باران شد تن پاک حسن


موی غیرت راست آمد آل هاشم به تن


تیغ ها آمد برون بر دفع ان اهل فتن


پس حسین فرمود: ای در هر الم یاران من!


واگذار حق کنید این فرقه ی نشناس را


گرچه نبود در غزا چون آل هاشم مرد یل


لیک بر من مجتبی فرمود، نور لم یزل


نیستم راضی که خون ریزند زین قوم دغل


بر وصایای حسن آن به که بنمایم عمل


گرچه ابلیس لعین بر این گروه پرحیل


کرده دربرشان زجهل این خرقه ی وسواس را

 

مختصر ، جسم حسن را ، آن شفیع بن شفیع


کرد مدفون با دلی پر درد در ارض بقیع


خسروا! ای مظهر ذات خداوند سمیع


صابرم ، هستم ترا ای حجت یزدان ، مطیع


اینقدر در ماتمت گریم چو اطفال رضیع


تا نهد دهقان غم بر کشت عمرم داس را


reza1
سلام بر هشتمين امام پاك!
سلام بر هشتمين جانشين پيامبر!

سلام بر او....

آن گاه كه زاده شد...

آن گاه كه مظلومانه به شهادت رسيد..

و آن گاه كه در اوج عظمت و شكوه، گام بر صحنه رستاخيز گذارد.
 
 


 

دامنى اشك

مى رسم خسته، مى رسم غمگين گـرد غـربت نشسته بر دوشـم
آشـنـايـى نـديـده چـشمانـم آشـنـايـى نـخوانده در گوشم
مـى رسـم چون كويرى از آتش چون شب تيره اى كه نزديك است
تـشـنـه آفـتـاب و بـارانـم چـشم كم آب و سينه تاريك است
مـى رسـم تـا كـنـار مرقد تو دامــنــى اشــك و آه آوردم
مـثـل آهـوى خـسته از صياد بـه ضـريـحـت پـنـاه آوردم
مـثـل پـروانه در طواف حرم هـسـتي ام را به باد خواهم داد
تـا نـگـاهم كنى ، تو را سوگند بـه عـزيـزت خـواهــم داد

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:26  توسط یه بی نشان  | 

۱۴۰۰سال پيش يک قدم در گذشته وگامي در حال داشته باشيم

 تا قلبمونو براي يه سال بيمه کنيم يعني تا محرم سال ديگه البته

 اگه عمري به دنيا باشه.............

 

 

به نظرتان ميشه در محرم معناي زندگي را پيدا کرد؟وميشه

مفهوم خلقت را يافت ؟

در محرم همه چیز هست:عشق ونفرت.صداقت ودروغ .ایمان

وکفر.وعدالت وظلم وجوانمردی ونامردی .لحظه لحظه محرم به

 تو میگوید: که حتی علی اصغر شش ماهه نیز میتواند یک

ستاره نورانی باشندوحبیب بن مظاهر نود ساله نیز یک پهلوان

شود.

این بستر تاریخ. تجربه ای روشن است برای درک مفهوم آیات

قرآنی تا بفهمی که یاران نیمه راه.جبه تزویر وتشنگان قدرت

که در جای خود جای قرآن از آنها نام برده شده است چه کسانی

 هستند.

محرم به ما میگوید که یاران نیمه را یعنی بی وفایی 18 هزار

 دعوت کننده مشتاق که به خاطر ترس از انتقام وسرکوب دور

 مسلم را خالی گذاشتند وسپاه ظلم را با هلهله وشادمانی یاری

دادند.

میگویند در جبهه تزویر یعنی ((شیث ابن ربعی)) ها که پس از

 شهادت امام حسین(ع) به خاطر ترویج اسلام سهمیه ای برای

ساختن مسجد دریافت کرد ویا یزید ها که پس از قتل عام

صنوبرهای همیشه سبز اسلام. برای از بین بردن مرتدین در

 مسجد رسول خدا(ص) مراسم شکرگزاری برپا نمودند.باز

محرم به تو شیعه ترین مرد را نشان می دهد.((حر)) که نماد

 توبه کنندگان وآزاد مردان است وحسین(ع) بزرگترین شهید را

 نشان می دهد که به قول سپاهیان دشمن در آخرین لحظات

 زمانی که به اندازه ستارگان آسمان زخم بر بدنش نشسته

بود.آنچنان میجنگید که سربازان دشمن از چپ وراست

وحشتزده پا به فرار گذاشتند.

خداوند دوست می‌دارد کسی را که حسین (علیه السلام) دوست بدارد.

 

محرمی که به ما می گوید :

آنها که رفتند کار حسینی کردند وآنان که مانده اند .باید کار زینبی کنند وگرنه یزیدی اند................

 

داغ یک دشت شهید و غم یک دشت اسیر -:- این همه بار گران بر تن بیمار من است -:- پای در سلسله و دست به دامان وصال -:- دشمن از بی خردی در پی آزار من است

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 1:49  توسط یه بی نشان  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار .

کعبه بي نام و نشان مي ماند اگر زينب نبود

بي امان دارالامان مي ماند اگر زينب نبود

گر چه دادند انبيا هر يک نشان از کربلا

کربلا هم بي نشان مي ماند اگر زينب نبود

 ماه محرم است و از خدا ممنونيم که به ما اجازه داد در زمره عزاداران

حسين (ع) و بچه هايش باشيم ، در مصائبش اشک بريزيم و ناله کنيم ، به

خدا قسم هر کس توفيق شرکت در عزاخانه حسين (ع) را ندارد . قدر اين

 مجالس ، اين محافل ، اين سياهي زدنها و سياه پوشيدنها ، قدر اين گريه و

 

 ناله ها و توسلات را بدانيد

 

روايت است هر روزي نام حسين (ع) نزد امام صادق (ع) برده مي شد ،

 آنروز تا شب حضرت خنده به لبهايشان نمي آمد ، مي فرمود :

 

الحسين عبرةُ کلِّ مؤمن ، نام حسين سبب ريزش اشک هر مومني

است .
علماء و بزرگان مي فرمايند تا دلت براي امام حسين (ع) مي لرزد و
اشکت

جاري مي شود به خودت اميدوار باش بدان هنوز دوستت دارند .


همه با هم نام آقايمان ، مولايمان را بر زبانها جاري کنيم ، همه يکصدا نام

 مقدس ابي عبدالله (ع) را ببريم ، خيلي ها حاجت دارند ، گرفتارند . آنهائي

که مريض دارند . آنهائي که هواي مدينه و کربلا دارند . فرج و ظهور آقامون

 امام زمان را بخواهيم . حسين جان ... حسين جان  حسين جان

سلامتي رهبر ، شفاي مريضهايمان ، از همين امروز خودتان را آماده کنيد

کمي هم بر سر و سينه بزنيم ، ماه محرم است ، نوحه خواندن و سينه زدن

 افتخار عاشق ابي عبدالله است .

 

اللهم اني اعوذ بک من الکرب و البلاء. 

 اينجا همانجائي است که خون ما را مي ريزند

 

 

بِسمِ اللهِ الرُّحمنِ الرُّحيم

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبائِهِ في هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ سّاعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآل ِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم

«اشک زينبي»

خدايا
به آن چشمي که همه ملائک را متحير کرده بود .


به آن چشمي که همه انبيا را از اشک ريختن متحير کرده بود .


به آن چشمي که يک لحظه روي از حسين برنداشت .


به آن چشمي که بر آن بدن پاره پاره افتاد .


به آن چشمي که پيراهن خون آلود را به چشم ماليد .


به آن چشمي که رگهاي بريده را ديد . به آن چشمي که پيشاني

شکسته را ديد .


به آن چشمي که دندانهاي شکسته را ديد . به آن چشمي که خون

 ديد و خون گرييد .


خدايا ! چشم گريان و دل سوزان و عمل خالص در عزاي ابي عبدالله

(ع) به ما کرامت فرما .


هر که مريض دارد ، مريضش را شفا بده . دردهاي رهبر ما را دوا

فرما .


هر که قصد خيانت به انقلاب ما دارد ، نابودش گردان .


والدين ما را بيامرز .


آني و کمتر از آني ما را به حال خودمان وا مگذار .


تا ما را نيامرزيدي از اين دنيا مبر 

 

خدایا مارا بیامرز!

 

عاقبت ما را ختم به خیر بفرما!

دردهای مارا دوا کن!

 

توفیقات ما را زیاد کن!

 

آنچه خیر است به ما عطا کن!

 

آنی ما را از اهلبیت  جدا مفرما!

 

 در دنیا وآخرت دست ما را از دامان آل الله کوتاه مگردان!

 

روح امر به معروف ونهی از منکر به ملت ومسئولین ما کرامت فرما!

 

لذت گناه کردن را از ذائقه ما بگیر!

 

سوز واشک خالص به ما عطاکن!

 

اگه این محرم محرم آخر عمر ماست ما را با توبه بمیران!

 

دلهای ما را از محبت سرشار کن!

 

دنیا وعمر ما را عبادت ما را شهادت قرار بده!

 

ما را از شر نیت های بد زبانهای بد ورفیق بد نجات بده!

 

عزاداری ناقابل ما را کریمانه وبه لطفت قبول فرما!

 

به حق امیر المومنین ولایت ما را ولایت او وفرزندانش در نسل ما تا

 قیامت قرار بده!

 

حاجات جامعه مسلمین را بر آورده به خیر فرما!

 

بر علو درجات شهدا وامام راحل مون بیفزای!

 

فرج آقا امام زمان را برسان!

 

دل او را از ما راضی وخشنود نموده وما را جزء یاران آن حضرت قرار

بده!

 

آنچه گفتیم تو بهتر میدانی .در حق ما به اجابت برسان!

 

آمین رب العالمین

تا که  پرسیدم زمنطق عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت وگریست

لیلی ومجنون فقط افسانه است

عشق بازی کار عباس علیست

التماس دعا عزیزان

علی یارتون حق نگهدارتون

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 0:48  توسط یه بی نشان  | 

 

عید غدیر خم بر عموم مسلمین جهان مبارک باد.

 

 

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زين سبب پيغمبر با اجتهاد
نام خود و آن على مولا نهاد
گفت هر كس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
كيست مولا آن كه آزادت كند
بند رقيّت ز پايت بر كَند
چون به آزادى نبوّت هادى است
مؤمنان را ز انبيا آزادى است
اى گروه مؤمنان شادى كنيد
همچو سرو و سوسن آزادى كنيد

 

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصا شيعيان عيد شمرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد.    پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)

هر که من مولای اویم پس علی مولای او است .  پیامبر اکرم (ص)

روز غدیر خم برترین عید امت من است .  پیامبر اکرم (ص)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .  حضرت فاطمه زهرا (س )
 

 

چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر علمم، عليّم در است
درست اين سخن گفت پيغمبر است
گواهى دهم كاين سخن را ز اوست
تو گويى دو گوشم به آواز اوست
اگر چشم دارى به ديگر سراى
به نزد نبى و وصى گير جاى
منم بنده اهل بيت نبى
ستاينده خاكِ پاى وصى
خود آن روز نامم به گيتى مباد
كه من نام حيدر نيارم به ياد
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم
يقين دان كه خاك پىِ حيدرم

 

 

اى گزيده مرخدايت يا اميرالمؤمنين خوانده نفسِ مصطفايت «يا اميرالمؤمنين»


سركشان دهر را آورده سرها زير پا بازوى زور آزمايت يا اميرالمؤمنين


خازنان كان و دريا كيسه ها بر دوختند روز بازار سخايت يا اميرالمؤمنين


بس كه لعل اندر دل كان خاك بر سر مى كشد از دل دريا عطايت يا اميرالمؤمنين


از نسيم باد نوروزى نشايد ياد كرد پيش خُلق جانفزايت يا اميرالمؤمنين


آنچه عيسى از نَفَس مى كرد رمزى بود و بس از لب معجز نمايت يا اميرالمؤمنين


با همه بالا نشينى عقل كل نابرده راه زير شأن و روى رايت يا اميرالمؤمنين


گر بُدى بالاتر از عرش برين جاى دگر گفتمى آنجاست جايت يا اميرالمؤمنين


آنچه تو شايسته آنى زِ روى عزّ و جاه كس نداند جز خدايت يا اميرالمؤمنين


خاطر همچون منى شوريده خاطر چون كند وصف قدر كبريايت يا اميرالمؤمنين؟


مدح اگر شايسته ذات تو، بايد گفت وبس كيست تا گويد ثنايت يا اميرالمؤمنين؟


ما همه از درگه لطفت گدايى مى كنيم وى همه شاهان گدايت يا اميرالمؤمنين


فهم انسانى چه داند عزّت كار تو را آفرينش برنتابد بار مقدار تو را

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 1:39  توسط یه بی نشان  | 

 

 

 میلاد باسعادت امام هادی )علیه السلام) بر تمامی شیعیان جهان مبارکباد



نام : علی

لقب : هادی نقی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر :محمد

نام مادر: سمانه مغربیه

تاریخ ولادت : 15 ذی الحجه یال 212 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 33 سال

مدت عمر :42 سال

تاریخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجری

علت شهادت: طعام زهر آلود

نام قاتل : متوکل عباسی

محل دفن : سامراء

تعداد فرزندان : 4 پسر و1 دختر

 

        

میلاد فرخنده :

 

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد

 

 مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که

 

باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت

 

ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

 

او در تیره ترین دوران اختلافات خلفای عباسی همانند پدر بزرگوارش به توسعه وگسترش آئین

 

اسلام پرداخت واصالت تعالیم اسلامی را از گزند حوادث وآفات محفوظ داشت .

 

او از همان دوران نوجوانی از آن هنگامی که در مکتب پدر بزرگوارش درس علم ومعرفت می

 

اموخت به راهنمائی وارشاد مردم می پرداخت ودر مکتب عالی دانش وفضیلت خود ، گروههائی از

 

علاقه مندان وارادت ورزان خاندان نبوت را می پروراند .

 

او در عصر خود در دانش وفضیلت وشرف انسانی ، مجاهدتهای اسلامی نظیر وهمتا نداشت

 

وعلاقمندان همچون پروانه گرد شمع وجودش می گشتند واز خرمن علم ودانش وفضیلت او بهره

 

ها می بردند .

       

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:22  توسط یه بی نشان  |